سفارش تبلیغ
سفید کننده دندان
بهمن ماه 1388 - رویاهای یک معلم
شخص دیندار، ... حسادت را رها کرده است .در نتیجه، دوستی پدیدار شده است . [امام صادق علیه السلام]
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ
رویاهای یک معلم

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا

»»


نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » ( :: ساعت 3:46 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ


>> بازدید امروز: 10
>> بازدید دیروز: 10
>> مجموع بازدیدها: 10738
» درباره من


» پیوندهای روزانه

گل پری جون [20]
وبلاگ شخصی آقای توانگردهقان [11]
رایانه کار [8]
رایانه [9]
کهکشان راه شیری [14]
دانه های با طعم همه چیز [20]
هستم و هستیم [27]
یادداشت های یک معلم ریاضی [27]
وبلاگ شخصی آقای سعیدی مقدم [31]
مسافری در باران [19]
بدوح [44]
نمونه دولتی معلم [85]
[آرشیو(12)]

» فهرست موضوعی یادداشت ها

» آرشیو مطالب

» لینک دوستان

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان





























































» وضعیت من در یاهو
یــــاهـو
» طراح قالب

Best Cod Music

گالری عکس

ابزار چت روم

چت روم

لوگوی سه گوش

کد نمایش آب و هوا

کد نمایش آب و هوا


رویاهای یک معلم
محمد حسین شیخی[19]
من عاشق خدا هستم و تمام زیبائی های دنیا که آفریده‏ی او هستند را دوست دارم . من یه معلمم و شعارم این است: خلقت همه آزمون است، ما محصلیم، اگر او قبولمان نکند ،ما چه کنیم؟!؟

بازدید امروز: 10
بازدید دیروز: 10
کل بازدیدها: 10738


هنگام عصر یک روز پاییز،در حالی که نم نم بارون و نسیم دریا زیبایی طبیعت را دوچندان کرده بود و شاپرک هاغرق در شادی بودند، عزیزی در کنار دریا ، روی آن شنهای زیبا ، ماسه های لب دریا ،با صدفهای در دست، با لب خندون در کنار آب بنشست.با غروری همچو موجها ، خیره بر آب دریا، مات و مبهوت که چرا آب دریا زلال و یه رنگ است؟ موجهایش اینقدر قشنگ است؟ در مقابل رنگین کمان است رنگهایش تزئینی برآسمان است.در تعجب آن دو مانده که تفاوتهاست بین آنها. اما هر دو آرامش بخش دلند و هر دو زیبا  ادامه مطلب...

نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 17/10/88 توسط محمد حسین شیخی
نظرات ()

زیر باران بیا قدم بزنیم
حرف نشنیده ای به هم بزنیم
نوبگوییم و نو بیندیشیم
عادت کهنه را به هم بزنیم
و ز باران کمی بیاموزیم
که بباریم و حرف کم بزنیم
کم بباریم اگر، ولی همه جا
عالمی را به چهره نم بزنیم
سخن ازعشق خودبه خودزیباست
سخن های عاشقانه ای به هم بزنیم
قلم زندگی به دل است
زندگی را بیا رقم بزنیم
سالکم قطره ها در انتظار تواند
زیر باران بیا قدم بزنیم



نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 17/10/88 توسط محمد حسین شیخی
نظرات ()

گل دربرومی درکف و معشوق بکامست        سلطان جهانم به چنین روز غلامست


کو شمع میارید دراین جمع که امشب         در مجلس ما ماه رخ دوست تمامست


در مذهب ما باده حلال است و لیکن           بی روی توای سروگل اندام حرامست


                                     کوشم همه برقول نی ونغمه چنگ است              ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 17/10/88 توسط محمد حسین شیخی
نظرات ()




این ترانه هم دیگه نایی برجان نمی دهد


حرف کسی آرامشی بر روحم نمی دهد
سفره دل بی گناهم دوباره بازشد ، بشنو
بهرعاشقی این سفره دیگرنان نمی دهد
نامه ای که آغازش ساده وصمیمی بوده
درپایان پیچیده وبوی داستان نمی دهد
باسلامی آغازشد آرزوی یه عمرزندگی
زمان چه بداست؟ به آن اجازه نمی دهد
کاش این زمانه زیرو رو می شد
ازاول 
روی خوشی بدل عاشقان، نشان نمی دهد
                                گریه کردیم شب و روز کسی نشد مونس  ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 17/10/88 توسط محمد حسین شیخی
نظرات ()




ازین دریا که غرق اوست جانم
برون جستم ولیکن در میانم
بسی رفتم درین دریا و گفتم
                                          گشاده شد به دریا دیدگانم           ادامه مطلب...


نوشته شده در تاریخ پنج شنبه 17/10/88 توسط محمد حسین شیخی
نظرات ()
تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک