قسمت اول
به نام خدا
بهتر است موضوع را با یک مثال آغاز کنیم، فرض کنید ماشین شما خوب کار نمی کند ، احساس می کنید که ایراد فنی پیدا کرده است، به مکانیک مراجعه می کنید تا مشکل شما را حل کند،او ابتدا به گفته های شما با دقت گوش می کند، وسپس خودش پشت فرمان نشسته ودوری می زند و به علائم و صداهای غیر عادی خوب توجه می کند.اگر او یک مکانیک با تجربه باشد ، با شما در مورد چند ایراد و اشکال احتمالی صحبت کرده و با اطمینان نمی گوید فلان قطعهی ماشین خراب است. زیرا می داند که ممکن است با تعویض قطعهی مورد نظر مشکل صد در صد برطرف نشود. لذا او به شما می گوید: « به احتمال زیاد سیستم برق ایراد دارد، ممکن است شمعها ویا باطری اشکال پیدا کرده و تنظیم موتور بهم خورده باشد، شاید هم دینام ویا دلکو نیم سوز شده باشد، باید بررسی شوند. »
با توجه به این که ریاضی یک علم کاملا تخصصی و عملی است لذا اصول مطالعه و روش های یادگیری آن با سایر علوم مخصوصاً علوم انسانی متفاوت می باشند. لذا درس ریاضی ویژگیها و شرایط خاص خود را داراست که شاید این شرایط قابل تغییر نبوده و مطابق با سلایق شخصی افراد نباشد. چه بسیارند دانشآموزان و دانشجویانی که شب امتحان ریاضی تا صبح درس می خوانند و همه مسایل را چندین بار مرورکرده وخود را صددرصد آماده آزمون می دانند،ولی وقتی در سر جلسه برگه آزمون در مقابل آنها قرار می گیرد، خود را باخته و احساس می کنند با سؤالات بیگانهاند، لذا نمی توانند به سؤالات پاسخ دهند حتی دیده شده که دانشآموزی که قبل از امتحان سؤالاتی را به دوستان خود یاد داده در امتحان نتوانسته به آنها پاسخ دهد.حال سؤال این است که چرا دانشآموز در محیط مدرسه نیم ساعت قبل از شروع امتحان سؤالات را بلد بوده و با شروع امتحان نمی تواند به همان سؤالات جواب دهد؟
شاید جواب ساده و عامیانه این باشد که استرس و ترس از وضعیت امتحان و محیط جلسه و ترس و وحشت از این که اگرپاسخ سؤالات را ندهد و از پس سؤالات بر نیاید چه پیش می آید؟ و افکار پریشان کننده از این قبیل باعث این ناکامی باشد. زیرا که اینگونه دانشآموزان وقتی از جلسه بیرون می آیند . مرتب می گویند: قاطی کردم،مغزم قفل کرد، هنگ کردم، سؤالات یه جوری بودند، فکرم کار نمی کرد، دست هایم بی حس شده بود و خیلی بهانه های دیگرکه قابل قبول در هیچ محکمهای نمی باشند.
واقعیت امر این است که این عزیزان اگر قبل از نشستن در صندلی جلسهی امتحان خود را در موقعیت امتحان قرار می دادند و بجای توجیه و تکرار و مرور جواب ها و سپردن آن ها به حافظه کوتاه مدت ، جواب سؤالات را می نوشتند، همهی اشکالات و ایرادها مشخص می شد به نکات قوت و ضعف خود پی می بردند و قبل از شروع امتحان مشکلات را بر طرف می کردند و از بروز اتفاقات ناگوار پیشگیری می کردند. بنابراین بهتر است که ریاضی را با نوشتن بیاموزیم تا با خواندن از روی کتاب یا جزوه . تکرار کردن و حفظ نمودن مطالب ریاضی باعث می شود که آموخته ها در حافظهی کوتاه مدت قرار بگیرند. لذا با ورود محرک های خارجی و با گذشت زمان یا از ذهن پاک می شوند و یا انواع محرک ها به مغز فشار آورده و باعث کندی واکنش ها می شوند که در این صورت است که مغز نمی تواند محرکها را از یکدیگرتشخیص و برای هر یک از آنها فرمان درستی صادر کند.
پایان قسمت اول








.jpg)












.jpg)







9570.jpg)















